آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

🎓 کارشناسی ارشد علوم تربیتی ، گرایش برنامه ریزی درسی

سربلندی کسانی که به خوبی به کودکان آموزش می‌دهند، به اندازه‌ی همان کسانی است که آنها را به دنیا می‌آورند: گروه دوم به آنها زندگی می‌بخشند و گروه نخست، راه خوب زندگی کردن را به آنها می‌آموزند * ارسطو

🔻 اگر ذکر منبع مطلبی فراموش شده ، اطلاع رسانی کنید لطفا.

آیدی تلگرام : reza_HAm

آخرین نظرات

تجربیات موفق آموزگاران (اقدام پژوهی) 1

پنجشنبه, ۵ دی ۱۳۹۸، ۰۷:۴۶ ب.ظ

اعجاز توجه و محبت در کلاس درس

 

در همان دقایق اولیه کلاس درس ,کمی با معلم صحبت کردیم و ویژگی های شناختی ,اخلاقی و اجتماعی آن دانش آموز را رصد کردیم. برداشت شخصی من براین بود که این دانش آموز بیشتر دچار طلاق عاطفی در کلاس شده است.یعنی کمتر مورد توجه معلم و دیگر دانش آموزان و حتی مدیر مدرسه و چه بسا که مورد بی توجهی والدین قرار می گیرد. چون پدر و مادر او کمی باهم مشکل داشتند. لذا از معلم اجازه گرفتیم و خواستیم که چند بازی سر کلاس درس انجام دهیم و این دانش آموز را پای کار بیاوریم. ببینیم آیا واقعا در شرایطی که دانش آموز مورد توجه قرار می گیرد آیا در کیفیت یادگیری او اثر می کند؟! یا نه واقعا بی توجه است؟!

   از قضا ما از دو سه دانش آموز خواستیم یک فعالیت و بازی را انجام بدهند. خیلی سریع از آن دانش آموزان گذر کردیم تا به این دانش آموز مورد نظر خودمان رسیدیم. همان که معلم ادعا می کرد  این دانش آموز مشکلات عدیده ای دارد. به هر حال از این دانش آموز خواستیم  به جلوی کلاس بیاید و کتاب فارسی را باز کند و بخواند البته بعد از اجرای بازی که 4تا 5 دقیقه ای در کلاس طول کشید. دیدیم این دانش آموز خیلی قشنگ, سلیس و روان طی 5دقیقه ای که به او زمان دادیم متن را قرائت کرد. و ما از دانش آموزان خواستیم به اتفاق معلم که این دانش آموز را مورد تشویق قرار بدهند. وقتی تشویق اتفاق افتاد من احساس کردم واقعا این دانش آموز دیگر در کلاس نیست. انگار در حال پرواز کردن است. یک حس عجیبی به او دست داد. متعجب بود که کسانی هستند  او را تشویق کنند و کسی هست که از دانش آموزان خواست تا او را مورد محبت خود قرار دهند.

   از این قسمت به بعد , من توجه بیشتری به این دانش آموز کردم و می خواستم نوشتن او را ببینم. به او گفتم : " میتونم ازت بخوام که حالا کتاب رو ببندی و بزاری روی میزت وحالا هرچیزی که توی  ذهنت موند از چیزی که خوندی رو روی تخته واسم بنویسی؟"شاید باور نکنید. دقیقا دو جمله ی کامل که 25یا26کلمه بود را نوشت حتی بدون یک غلط املایی. من فقط به او گفتم یک بار به نوشت ات توجه کن  وببین .... . تا گفتم (ببین) گفت:" اجازه فهمیدم" دو کلمه را جابه جا نوشته بود که همان ها را پاک کرد و درست نوشت. و اینجا بود که من به دانش آموزان گفتم چقدر امروز خوشحالم از اینکه وارد کلاس درسی شدم که چنین دانش آموزان فعال و زرنگی دارد. در اینجا بود که واقعا شادابی عجیبی در دل دانش آموز به وجود آمد.

 

   بازی بعدی را انجام دادم و سوال بعدی من این بود: چه کسی می تواند یک جمله بگوید ,5کلمه داشته باشد و هرکلمه با حرف (ب) شروع شود. باور کنید اولین دانش آموزی که بعد از سه چهار دقیقه زمان جواب داد همین دانش آموز بود. طوری شده بود که معلم گفت آقای عبداللهی معجزه ایی اتفاق افتاده. چطورشد که همین دانش آموز تا دیروز اصلا حرفی نمی زد!! من گفتم :" از محبت خارها گل می شود. "که بعدها این را تبدیل به یک مقاله کردم که چگونه می توان با محبت معجزه ایی را در کلاس به وجود آورد. 

 

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

 

تدریس سطح و حجم


تجربه مورد نظر من درباره ی مشکل اموزش سطح و حجم است که معمولا تفهیم این مفاهیم برای دانش اموزان سخت است .و قدرت تجسم بالا را میخواهد.بدای اینکه راحت تر بتوانیم این مفاهیم را ب دانش اموزان اموزش دهیم بهتر است از روش دسا ورزی و مجسم و همراه با فعالیت و به کمک خود دانش اموز انجام دهیم تا اینکه به صورت توضیحی و صرفا بیان فرمول باشد .

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

تشویق با اذان
شاگرد پسری داشتم که در کلاس سوم ابتدایی با من بود. این شاگردم یک خواهر داشت که در مدرسه تیزهوشان درس می خواند. این پسر برعکس خواهرش دانش آموز خیلی ضعیفی بود . وقتی روزهای اول به کلاسشان رفتم ظاهرش خیلی ساده بود ، دفترهایش خیلی نامرتب بود و لباس پوشیدنش شلخته بود. من از او خواستم که والدینش را به مدرسه بیاورد . مادرش خیلی شیک و مرتب به مدرسه آمد و پدرش ساده پوش و مثل یک کارگر بود . از آنها شغلشان را پرسیدم ، مادرش گفت خانه دارم و پدرش کارگر شرکت آرد بود. از روی این خصوصیات بچه انگار احساس ضعف می کرد در خانه ای که پدرش دائما فعال بود و کار می کرد. پسر هم یک ضعف خاصی داشت . تمام معلمان سالهای پیش هم این پسر را یک بچه ی کودن و تنبل می دانستند. من همیشه دنبال بهانه ای بودم تا این بچه عاشق و علاقه مند به درس شود، هر کاری کردم دیدم این بچه اصلا درس و مدرسه را دوست ندارد . یک روز زنگ بیکاری خودم که زنگ آخر بود در دفتر مدرسه نشسته بودم و ساعت نماز دانش آموزان من بود . بچه های من در صف نماز ایستاده بودند و آماده نماز خواندن . یکدفعه صدای خیلی زیبای اذان گویی را شنیدم . از مدیر پرسیدم این اذان صدای کدام یک از دانش آموزان است ، مدیر گفت که شاگرد شماست . من وقتی اسم دانش اموز را شنیدم خیلی تعجب کردم ، گفتم دانش آموز من که اینقدر ضعیف است با این لحن زیبا مثل یک مؤذن واقعی اذان می گوید!! آن صدای اذان یک بهانه ی کوچکی شد من سر صف نماز جماعت این دانش آموز را تشویق کنم . بچه های دیگر هم خیلی خوشحال شدند که از کلاس خودمان یک چنین دانش آموزی داریم . آن تشویق کوچک من  باعث شد این پسر از فردا سر و وضعش مرتب بود ، همیشه سعی می کرد خودش را به من نشان دهد و خودنمایی کند ، مثلا سر صف می آمد و برنامه های صبحگاهی را اجرا می کرد . مادرش می گفت این تنها سالی است که پسرش با علاقه هر روز به مدرسه می آید و دوست ندارد کلاسش تمام شود . من به عنوان یک معلم خدا را شکر می کنم که حداقل صدای اذانش باعث تشویقش شد و زندگی او را تغییر داد.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

دیدین همه دانش آموزان


من حکیمه فغان پور، دبیر دین و زندگی دبیرستان های بابل هستم ، از دانشگاه الزهرا با مدرک لیسانس الهیات ،فارغ التحصیل شدم و الان 24 سال ، سابقه تدریس دارم. حدود دو سال پیش، دانش آموزی داشتم که از نظر روحی دچار تنش هایی می شد، ناگهان عصبانی می شد و سر بچه های دیگر، داد می زد. برخلاف همکارانم که در دفتر مدرسه مدام از این دانش آموز گله می کردند و می گفتند بودنش در کلاس غیر قابل تحمل است، من نسبت به این دانش آموز کنجکاو شدم و نیرویی از درون مرا وادار می کرد که مشکلش را حل کنم..... به ذهنم رسید که او را در گروهی قرار دهم که بچه های قوی تری در آن بودند و از بچه های گروه خواستم کمکش کنند تا بتواند آیات را ترجمه کند، آنوقت از او ترجمه را می پرسیدم و با کوچکترین پیشرفتی، او را تشویق می کردم و فراوان از او تعریف می کردم. کم کم او خودش وارد کار شد و برای ترجمه و تمرین، داوطلب می شد. یک روز به بچه ها گفتم حدیثی در مورد نماز بیاورند، آن وقت این دانش آموز را که حالا  به  درس دین و زندگی علاقه نشان می داد، پای تخته آوردم و با تشویق های مکررم ،خوشحالی را در چشمانش می دیدم. نمره او که ابتدای سال از 10 پایین تر بود، در نوبت دوم به 17 رسیده بود و من از روحیه خوب و پیشرفت درسی اش، خوشحال بودم. او حالا مثل بچه های دیگر ، از بودن در کلاس ، راضی و آرام بود.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

چراپاک کن؟


آموزگار: سید رحیم طالشی

پایه: اول دبستان

سابقه تدریس:25سال

سابقه تدریس در اول دبستان: 15سال

شهر:جویبار

 

  تجربه: از کارهای جالب و موفقیت آمیزی که در کلاس همواره انجام می دهم عدم استفاده از پاک کن در کلاسمی باشد. که این کار بخصوص در پایه های پایین تر به نظر من ضروری می باشد.  این کار من هم از طرف مسئولین مورد توجه قرار گرفت.

 از نظر من هرچه دانش آموزان از پاک کن کمتر استفاده کنند, دقت وتمرکز آن ها بالارفته و همچنان خوش خط تر می شوند. به طور مثال هرگاه بخواهند کلمه ای را بنویسند وقتی بدانند که نمی توانند خطای خود را اصلاح کنند, با دقت بیشتری می نویسند مثلا برای نوشتن کلمه (بابا) به دقت هجی کرده و می نویسند.

 از نظر من پاک کن بر یادگیری تاثیر منفی می گذارد.

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

شهرک اعداد 

مریم نقدی زاده از شهرستان بابل در پایه اول، 20 سال سابقه تدریس دارم.

همه معلم ها تجربه های بسیار زیادی دارند چون در تماس با بچه ها هستند به نظر من معلم های ابتدایی تجربه های بیشتری دارند، چون وقتی می خواهند درس یا موضوعی را برای دانش آموزان قابل درک و فهم کنند سعی می کنند از روش های جذابی استفاده کنند، که ممکن است این روش ها را از جایی یاد گرفته باشند یا اینکه خودشان روش ها را ابداع می کنند و  در همان لحظه فی البداهه به ذهنشان می رسد.

   من یک شاگرد داشتم که اختلال یادگیری داشت و نمی توانست مفهوم اعداد را به خوبی یاد بگیرد.

پس با خودم فکر کردم که باید راه حلی انتخاب کنم تا در ذهنش این مفهوم پایدار شود. عدد 1 تا 5 را می توانست ذهنی بشمارد اما در نوشتن خیلی مشکل داشت. مثلا 1 را به جای 2 می نوشت، 2 را به جای 3 می نوشت. برای اینکه کامل مفهوم اعداد را برای شاگردم توجیه کنم برای همه اعداد اسم انتخاب کردم. مثلا به 1 می گفتم مثل چوب خط یا مثل آدمی که خیلی لاغر است. به 2 می گفتن دوتا دندانه دارد و به عدد 3 می گفتم سه تا دندادنه دارد. به عدد چهار که رسیدیم با خودم فکر کردم که چه بگویم تا در ذهنش بماند به ذهنم امد که بگویم مثل آدمی که کله اش گرد است. و به ان بگو کله گرد. این توجیه ها باعث شده بود تا کامل یاد بگیرد و نیاز نبود که اسم هریک را موقع نوشتن یادآوری کنم. وقتی به 5 رسیدیم گفتن بعضی آدم ها هستند که خیلی چاق اند و شکم دارند این هست آدم چاقالو است. به 6 هم گفتم مثل آدم هایی که پاهای شان خیلی دراز است. قبل از اینکه عدد 7 را درس بدهم با خودم گفتن عدد 7 را چه بگویم؟ در شهر بابل برای شکار گنجشک ها از وسیله ای به نام ریزین استفاده می کنند که یک چوب هست و به آن لاستیک می بندند و سنگ لای آن می گذارند و پرتاپ می کنند، به بچه ها گفتم کی در خانه اش ریزین دارد یکی از بچه ها گفت که ما داریم و از او خواستم تا به کلاس بیاورد. و بعد به همه بچه ها نشان دادم که این ریزین شبیه عدد 7 است، پس به عدد 7 می گوییم ریزین. این دیگه خیلی برای بچه پایدار شد. چون همان شکل را برای بچه آوردم و نشان دادم کاملا در ذهنش رفت.به 8 هم گفتم مثل کوه است. به 9 هم گفتم مثل آدم هایی که یک چشم دارند و دوتا چشم ندارند.

وقتی این مصداق ها را برای شاگردم گفتم خیلی برایش قابل درک شد و دیگه هیچ وقت اشتباه نمی کرد.و همه عددها را بدون اشتباه می نوشت. و این شاگرد من مادر بی سوادی داشت و خواهرانش هم مثل خودش بودند. و اختلال داشتند و هم چنین گیرایی خیلی ضعیفی داشتند. و من مجبور شدم که این روش را برایش به کار ببرم. که خوشبختانه نتیجه داد.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

آموزش آسان آیة الکرسی

 

تجربه ای از خانم سلیمه محمدی با8سال سابقه آموزگاری

خانم محمدی بیشتر سابقه شان را به تدریس در پایه سوم ابتدایی اختصاص دادند.

 از آنجا که در پایه سوم دبستان ، دانش آموزان موظفند، آیه الکرسی را حفظ کنند، اما طولانی بودن عبارات آن، این عمل حفظ کردن را برایشان قدری سخت نموده  بود. علاوه بر همه این موارد  اهمیت آیه الکرسی و خیر و برکات معنوی آن و سفارش مکرر بزرگان و معصومین در این باره، موجب شده بود که معلم به حفظ شدن این آیات توسط دانش آموزان توجه مضاعفی نشان دهد. شیوه اولیه ای که معلم در این زمینه بکار گرفت از این قرار بود که وقتی موعد آن فرا می رسید، از دانش آموزان می خواستند که به یکباره و با تکرار و تمرین فراوان درطی چند روز متوالی آن را حفظ کنند. اما دانش آموزان با وجود ممارست و سعی فراوان، در این زمینه اظهار ناتوانی می کردند وآنچنان که باید وشاید این اقدام به نتیجه نمی رسید و خانم معلم نیز در این زمینه از نتایج کارش ناراضی بود.

به همین سبب تصمیم گرفتند که برای حل این مشکل چاره ای بیاندیشند. اقدامی که در این باب صورت گرفت از این قرار بود که ایشان عبارات تقریبا طولانی آیةالکرسی را به چند بخش تقسیم کرده و از بچه ها می خواهد که هردفعه قسمت کوچکی از آن را حفظ  کنند. بدین گونه که مثلا عبارت "الله لا اله الا هوالحی القیوم"را روی تخته کلاس نوشته و دانش آموزان هرروز صبح که به کلاس می آمدند پس از سلام واحوالپرسی اولیه وقبل از شروع کلاس همگی این عبارت را باهم می خواندند.2 الی3روز به تکرار این عمل سپری می شد تا عبارت مورد نظر به نحو احسن در حافظه همه دانش آموزان اعم از تندآموز ودیرآموز جای بگیرد. بعد از موفقیت در یک مرحله ، معلم عبارت بعدی را معرفی کرده وبچه ها موظف بودند علاوه بر تکرار عبارت جدید عبارات قبلی رانیزبه خاطر بیاورند.

   این عمل نه تنها حفظ شدن آیات را بسیار آسان کرد،بلکه بسیار جذاب ونتیجه بخش بودو معلم پس از اجرای این روش توانست به رضایت قابل توجهی از خود در باب حل این مسئله برسد. باشد که همه بتوانیم از این تجربه گرانقدر درس گرفته و آن را توشه راه خود در روزهای آینده معلمیمان داشته باشیم.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

دستاورد دوستی

 

تجربه ای از آقای حسن محسنی با29سال سابقه آموزشی

  در سالهای اولیه تدریسم، دانش آموزی داشتم که به شدت در درسهایش ضعیف بود و تصور من این بود که او حتما تنبلی می کند. پس در آن روزها برای حل این مشکل به تنها ایده ای که می اندیشیدم تنبیه بود. واز انواع شیوه های تنبیه برروی این دانش آموز استفاده کردم. اما متاسفانه بعد از گذشت چند ماه از سال تحصیلی هیچ پیشرفتی در درسهایش مشاهده نکردم.

   به همین خاطر تصمیم گرفتم مطالعاتی در این زمینه انجام دهم. یافته های علم روانشناسی به من آموخت برای حل این مشکل، این منم که باید تغییر روش و نگرش دهم. به همین خاطر از آن روز به بعد به آن دانش آموز نزدیک شدم و در دوستی را با او باز کردم. درحدی که در برخی از کارهایم از او مشورت می گرفتم. یا حتی در زنگ ورزش نیز همبازیش شدم. بسیاری از مسئولیت های کلاس را به اوسپردم. به گونه ای که علاقه شدیدی بین من و او ایجاد شد.

 

بعد از این تغییر روش شاهد بودم که این دانش آموزدر تمام دروس پیشرفت چشمگیری کرد و خوشبختانه مسیر زندگیش عوض شد . رابطه دوستی ما همچنان ادامه دارد. درحال حاضر او از دانشگاه فارغ التحصیل شده و در یک اداره مشغول به کار است.

 

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

بهبود اعتماد به نفس

 با استاد صفایی، استاد آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان مازندران مصاحبه ای انجام دادم. ایشان، 24 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارند. در این مصاحبه، یکی از تجارب با ارزششان را در اختیارم قرار دادند که طبق فرموده ایشان، این اقدام پژوهی که انجام دادند، رتبه ی کشوری نیز به خود اختصاص داد. 

 

تجربه شان به این صورت است که در شانزدهمین سال خدمت ایشان، وقتی  در یکی از مدارس ابتدایی مشغول به خدمت بودند، متوجه دانش آموزی به نام سهیل شدند که مشکل عدم اعتماد به نفس داشت و این مشکل او باعث می شد تا تکالیفش را انجام ندهد. برای این کار، ایشان اقداماتی مثل جمع آوری شواهد و مدارک که شامل دفتر نمرات دانش آموز، معلم سال های گذشته، معلم همان سال، پدر و مادرش و همچنین از روش مشاهده نیز استفاده کردند. عاملی که مشکل سهیل را بیشتر می کرد این بود که مادرش خیلی بر تکلیف تأکید می کرد.ایشان از طریق مصاحبه با مادرش متوجه شدند که مادرش از وقتی سهیل از مدرسه می آمد تا ساعت5-6 غروب، با او  درس کار می کرد. 

   استاد صفایی توصیه هایی به مادرش دادند از جمله این که به سهیل فشار زیادی در انجام تکالیف وارد نکند. به دانش آموزان مدرسه هم توصیه می کرد که با او درگیر نشوند و به او احترام بگذارند. همچنین به معلمش هم تأکید کرد که تکالیف را کم کم به او بدهد تا او اعتماد به نفس خودش را به دست آورد. همه ی این اقدامات باعث شد که سهیل در آن سال به اعتماد به نفس کافی رسید.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

پرورش امید

موضوع:  هنر امید پروری ( دانش آموزی که لکنت زبان داشت واز شرکت در گروه سرود نا امید شده بود و با تلاش این معلم موفق شد در گروه سرود شرکت کند)

 گزارش :

 

   این جانب شهربانو تفرشی از معلمان آموزش وپرورش بابل هستم، با 25 سال سابقه که 10 سال آن را در مقطع ابتدایی مشغول بودم که این 10سال را در دو مدرسه به نام کمیل موزیرج و هفت تیر خورشید کلا بودم.    همانطور که می دانید فعالیت پرورشی فعالیت گسترده ای است که دارای شاخه های متعددی است که هر شاخه زیر مجموعه متنوعی دارد، که یکی از این شاخه ها فعالیت هنری می باشد که زیر مجموعه ی آن سرود است. 

   هنگامی که در مدرسه هفت تیر خورشید کلا مشغول به کار بودم یکی از دانش آموزان پایه سوم را که علاقه ی خاصی به سرود داشت ودر عین حال لکنت زبان داشت با اقدامی که انجام دادم موفق شدم با توجه به مشکلش او را در گروه سرود شرکت دهم وهمین امر موجب شده بود که او هم در امر آموزش وهم در امر پرورشی  موفق تر عمل کند زیرا امید اورا با اقداماتم مجدد زنده کردم. 

 با اصرار وعلاقه ای که او داشت و همچنین گروه سرود گروهی است که دانش آموزان با توجه به استعدادشان انتخاب می شوند تصمیم گرفتم به طور انفرادی با او تمرین کنم مخصوصا در ساعات تفریح و همچنین با اجازه ی معلمش در ساعت ورزش مدام با او کار وتمرین می کردم. علاوه بر این موارد نوار سرود را تکثیر کردم و به این دانش آموز دادم تا در منزل نیز تمرین کند واز سرگروه سرود هم خواستم در مواقع نیاز با او تمرین بیشتری کند ومهم تر از همه اینکه گروه سرود را آماده کردم برای حضور این دانش آموز واز بچه ها خواستم همکاری بیشتری با این دانش آموز داشته باشند. در نتیجه با تمرین وممارستی که انجام شد وعلاقه ای که خود دانش آموز به این کار داشت ابتدا به صورت لب خوانی سرود را  می خواند وسپس با یک دانش آموز دیگر سرود می خواند وبعد با دو دانش آموز و مرحله بعدی با سه دانش آموز وهمین طور ادامه دادم تا این دانش آموز را در گروه سرود قرار دادم و در ادامه از گروه سرود خواستم ابتدا در جمع دانش آموزان اجرا کنند وسپس در جمع مربیان .مدیران دفتری اجرا کنند. 

  وسعی کردم از این گروه سرود به خاطر حضور این دانش آموز در مناسبت های مختلف استفاده کنم، سرانجام این دانش آموز توانست خود را با گروه سرود وفق دهد وبا آن ها هماهنگ شود وعلاوه براین لکنت زبان او بهانه ای بود که در در درس های شفاهی موفق نباشد اما همین که توانسته بود در جمعی سرود بخواند این مهارت را هم پیدا کرده بود که درس های شفاهی را خوب پاسخ دهد وبه این جمله باور پیدا کرده بود( من می توانم) وبه حدی رسیده بود که معلم از او احساس رضایت می کرد وباور نمی کرد این همان دانش آموز قبلی اوست. این یک تجربه ی شیرینی بود که من در مقشطع ابتدایی به دست آوردم وتوانستم از طریق سرود امید را در این دانش آموز زنده کنم و اورا در مراحل آموزشی نیز کمک نمایم.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

آیینه + بازی

من طی مصاحبه ای که با خانم زهرا شکریان معلم مقطع دبستان و پیش دبستان مدرسه حضرت معصومه(س) زیراب داشتم تجربه جدید و لذت بخش ایشان را در درس ریاضی ثبت نمودم. 

 ایشان با موضوع عدم درک قرینه یابی توسط دانش آموزان در درس ریاضی مواجه گشتند. برای رفع این مشکل این معلم یک بازی جالب را طراحی کردند. در این بازی که آینه بازی آن را معرفی کردند.

 به وسیله یک طناب یا گچ موزاییک های کلاس را به دوقسمت تقسیم می کردند. در این بازی معلم در یک سمت از موزاییک ها قرار می گیرد و دانش آموز نیز باید در قسمت روبه روی معلم روی موزاییک قرینه بیاستد. اگر معلم یک موزاییک به جلو حرکت کرد دانش آموز نیز باید یک موزائیک به سمت جلو حرکت کند و اگر معلم دو موزائیک به عقب برود دانش آموز نیز باید دو موزاییک به عقب برود.

و این بازی آنقدر برای بچه ها تکرار می گردد که دانش آموزان با لذت قرینه یابی را به صورت غیرمستقیم می آموزند.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

رفاقت+دوستی
  اینجانب اکرم خداپرست هستم. مربی پیش دبستانی ,با ده سال سابقه ی کار و کارشناسی ارشد علوم تربیتی هستم.

آقا مبین سال تحصیلی 91-92 یکی از شاگردان من بود که البته الان برای خودش آقایی شده. اون موقع که کوچکتر بود یکم مرا اذیت می کرد. حالا چطوری اذیت می کرد؟مثلا از در مدرسه فرار می کرد و من هم دنبالش می کردم. او می دوید و من هم به دنبالش می دویدم. من که نمی توانستم او را بگیرم. خلاصه همه به دنبال مبین بودند.

البته مبین فقط اوایل بیشتر اذیت می کرد. اما من و مبین تصمیم گرفتیم باهم دوست بشویم. به یکدیگر قول داده بودیم وباهم دوست شدیم. مبین هم چند جلسه پیش مشاور رفت و هرکاری که مشاور به او می گفت در کلاس انجام می داد. ما با هم خیلی صمیمی شدیم. کارهای کلاس و بیشتر مسئولیت ها برعهده ی مبین بود تا جایی که بعضی وقت ها به دوستانش در درس های مختلف کمک می کرد. چون پسر باهوشی بود. از آن روز به بعد مبین یکی از بهترین پسرهای من (دانش آموزم)شد. حتی الان که سه سال از آن موضوع گذشته ولی دلمان برای هم تنگ می شود و با هم در ارتباط هستیم .من و مبین هنوز هم دوست های خوبی برای هم هستیم.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

تاثیر رابطه عاطفی با دانش آموز ابتدایی

 

مصاحبه شونده: سرکارخانم مرادی، معلم پایه پنجم مدرسه شادروان محمودی،27 سال سابقه.

 

تجربه ای که سرکارخانم مرادی به عنوان یک معلم باسابقه دراختیار ما قرار دادند در مورد مسئله ای بوده است که درسال جاری با آن مواجه بودند؛ دانش آموز دختری از سال اول تا چهارم حضور در مدرسه ،از مدرسه ومحیط آن بیزار بود وبه اجبار واصرار والدین خود وحتی گاهی با تنبیه بدنی آنها به صورت نامنظم به مدرسه می آمد.

سرکارخانم مرادی که از وجود چنین دانش آموزی اطلاع داشتند ومیدانستند که قرار است در سال آینده از پایه چهارم به عنوان دانش آموز به کلاس ایشان بیایند،شروع کردند به زمینه چینی در این راستا به نوعی این مسئله رابرطرف کنند ،راه حلی که این خانم معلم پیش گرفتند آن بود که ...از باب دوستی وارد شوند،وقتی دانش آموز رادر حیاط مدرسه میدیدندویا هنگام ورود وخروج از مدرسه بااو صحبت می کردنددر واقع به نوعی این صحبت ها برای دانش آموز عادی شده بود و در ادامه معلم به اوگفت:«دوست داری سال بعد بیای تو کلاسم؟» و او نیز باتوجه به رابطه ی احساسی و عاطفی که با مرور زمان با او پیدا کرده بود به معلم پاسخ مثبت داد و این یک شروع خوب برای او بود، زمانی که به پایه پنجم هم آمد باتوجه به تشویق هایی که به  خواست معلم از جانب مدیر در مراسم صبحگاهی از دانش آموز مورد نظر صورت می گرفت و با توجه به تشویق ها وتمجیداتی که در کلاس درس نیز وجود داشت دیگر حضور در مدرسه برای او ناخوشایند نبود بلکه یک حس شیرین ورغبت انگیز جایگزین آن شده بود.

 

باتوجه به این مورد می توان نتیجه گرفت در وهله ی اول به عنوان یک معلم باید رابطه عاطفی مثبتی با دانش آموزان خود برقرار کنیم تا آنها ما را پذیرا باشند ودر ادامه سایر وظایف وخلاقیت ها مطرح است.

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 

تجربه درمان اختلال نوشتن

تجربه ای از: جناب آقای محسن عنایتی با سابقه 25سال آموزش ابتدایی           

    

به یاد دارم دانش آموزی در پایه دوم ابتدایی داشتم که در نوشتن املا بسیار ضعیف بود، و در کلاس درس برای تقویت املایش روش های بازپروری بسیاری را انجام دادم اما متاسفانه تاثیر زیادی نداشت و نتیجه ای نگرفتم.

  تا اینکه روزی از او خواستم تا درس را از روی کتاب بخواند و در همان هنگام از روی ان بنویسد،  و در اینجا متوجه شدم که او حتی زمانی که از رو می نویسد هم غلط می نویسد، پیرو آن از او خواستم هر کلمه ای را که می خواند ابتدا بخش کند و سپس آن را صداکشی کند و این کار را چندین بار انجام دهد تا بر کلمه تسلط  یابد وسپس به همان صورتی که بخش و صداکشی می کند به همان صورت نیز بنویسد.  

 

این روال را تا مدتی درپیش گرفتم و دانش اموز توانست برخی کلمات ساده ای که در درس هایش بود را بنویسد، اما در متن های سنگین تر و طولانی تر متاسفانه این مشکل را تا پایان سال با خود داشت،

 

اما در ایام تابستان با همکاری خانواده در یک کلاس خصوصی که من معلمش بودم با او بیشتر کار کردم و توانستم او را تا سطح کلاس دوم دبستان پیش ببرم و خوشبختانه به مرور این مشکل تا کلاس پنجم کاملا حل شد و اکنون از دانشجویان رشته ی معماری می باشد.

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

 با  خانم امروانی که آموزگار پایه ششم از مدرسه مرحوم بزرگی هستند، مصاحبه ای انجام دادم. ایشان 17 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارند. 

 

   در هفدهمین سال خدمتشان(سال جاری) ، با چالش یادگیری دانش آموزی روبرو شدند که نمی توانست دروس را به درستی یاد بگیرد، در یادگیری دچار ضعف بود و نمرات جالبی هم نداشت. 

   ایشان احتمال می دادند شاید به دلیل عدم اعتماد به نفس او بود. وقتی چند هفته ای از سال تحصیلی گذشت، این دانش آموز چون نمرات جالبی نداشت، ایشان هم بازخورد" نیاز به تلاش، تلاشت را بیشتر کن، با تلاش بیشتر موفق می شوی "را به ایشان می دادند. 

   در یک امتحان که توانسته بود تا حدی جواب بدهد، ایشان به او بازخورد تا حدی خوب است را دادند. این باخورد چون یک کلمه«خوب» در آن به کار رفته بود، این دانش آموز احساس موفقیت کرد. و از آن به بعد شروع به تلاش کرد و برای او انگیزه ای شد که در فراگیری درس، تلاشش را مضاعف کند. 

   آن دانش آموز روز به روز از ایشان سؤالات درسی می پرسیدند. در کلاس مشارکت می کردند حتی اگر جواب یک سؤال را بلد نبود هم دستش را در کلاس بالا می برد. ایشان او را راهنمایی می کردند و اگر بلد بود، تشویقش می کردند این دانش آموز روز به روز قوی تر شد و تا این که به مرز خوب رسید و برای خوب تر بودن، بهتر تلاش می کند. یک روز هم از ایشان پرسیدند:«اگر نمره من خوب بشه، نماینده کلاس می شم؟» ایشان هم به او قول این کار را دادند.

اکنون این دانش آموز به مرز "خیلی خوب رسیده" و نماینده کلاس است.

 

در پایان خانم امروانی از معلمان خواهشی دارند. این که نقاط قوت دانش آموزان را تقویت کنند و در بازخورد دهی توجه بیشتری داشته باشند حتی بازخورد کلامی. 

 

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

دوست همیشگی ما+کتاب

 

تجربه ای از معلم محترم پایه دوم، ثریا عابدی با بیست و دو سال سابقه از شهرستان بابل:

   امسال(1395) من معلم پایه چهارم دبستان حافظ شهرستان بابل هستم. در آغاز سال تحصیلی متوجه شدم که دانش آموزان در خواندن فارسی و نگارش مشکل جدی دارند. از این موضوع بسیار تعجب کردم زیرا آن ها کلاس چهارم بودند و نباید در خواندن ضعفی داشته باشند.

    ماهانه در مدارس یک مجله رشد به دانش آموزان می دهند. از این رو از دانش آموزان خواستم که پس از تهیه آن را به منزل ببرند و پس از خواندن هر متن و داستان آن را خلاصه نویسی کنند. برای این کار خود یک دفتر جداگانه تهیه کرده بودند و آن را ثبت می کردند. من نیز شنبه ها تمامی این دفاتر را جمع می کردم و به خانه میبردم و بررسی می کردم و جایی که نیاز به ویرایش داشت را تصحیح می کردم و همچنین قسمت هایی که لازم به آموزش بود، در کلاس با هم کار می کردیم. پس از مدتی متوجه پیشرفت چشمگیری در دانش آموزانم شدم. پس از این که دانش آموزان مجله رشد را بررسی می کردند از آن ها می خواستم که کتاب های غیر درسی مانند کتاب داستان را نیز خلاصه کنند و هر دانش آموزی این کار را انجام دهد، هفتگی به او یک جایزه می دهم. دانش آموزان نیز بسیار راغب شده بودند و هفته ای یک یا دو داستان را به دقت می خواندند و آن را خلاصه نویسی می کردند. من نیز داستان آن ها را بررسی می کردم و از آن ها می خواستم که داستانشان را برای دانش آموزان دیگر نیز بخوانند که این کار موجب افزایش اعتماد به نفس شده بود و همچنین سرعت خواندن آن ها نیز بسیار پیشرفت کرد.

    از مدیریت مدرسه نیز درخواست کردم که برای دانش آموزان یک هدیه تهیه نماید و این کار سبب شد که دانش آموزان ضعیف نیز تشویق شوند. علاوه بر پیشرفت قابل توجه در درس فارسی، در ریاضی و دیگر دروس نیز موفق بودند زیرا در ریاضی درست خواندن مسئله بخش بزرگی از حل مسئله را به خود اختصاص می دهد. من با انجام این طرح نتیجه خوبی را بدست آوردم و از شما معلمان آینده نیز می خواهم که از کتاب های غیر درسی نیز برای آموزش خود سود ببرید.

yes آموزگاری   Amozegari.ir mail      yes آموزگاری   Amozegari.ir mail

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی