آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

🎓 کارشناسی ارشد علوم تربیتی ، گرایش برنامه ریزی درسی

سربلندی کسانی که به خوبی به کودکان آموزش می‌دهند، به اندازه‌ی همان کسانی است که آنها را به دنیا می‌آورند: گروه دوم به آنها زندگی می‌بخشند و گروه نخست، راه خوب زندگی کردن را به آنها می‌آموزند * ارسطو

🔻 اگر ذکر منبع مطلبی فراموش شده ، اطلاع رسانی کنید لطفا.

آیدی تلگرام : reza_HAm

آخرین نظرات

اوّل ابتدایی ، حساس و سرنوشت ساز

سه شنبه, ۳ دی ۱۳۹۸، ۰۴:۵۲ ب.ظ

یکی از ارکان اساسی رشد و توسعه ی اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورها ، آموزش و پرورش است . آموزش و پرورش دارای دوره های آموزشی مختلفی است و مهمترین ، حساس ترین و اساسی ترین دوران آموزشی ، دوره ی آموزش ابتدایی است . آموزش و پرورش ابتدایی به طور کامل شامل دانستنیهای مقدماتی برای ورود به زندگی اجتماعی بوده و تعلیمات ابتدایی عبارت از تعلیم نکات مقدماتی موضوعات مختلف در تعلیم و تربیت است .

بی شک پایه ی اول ابتدایی در آموزش دوره ی ابتدایی از بالاترین حساسیت و اهمیت برخوردار است ، چرا که اساس و شالوده ی شخصیت فکری و اجتماعی فرد در آن بنیان نهاده می شود . اکنون کودکان در سنین شش سالگی پای به دبستان می گذارند و خواندن و نوشتن رسمی را آغاز می کنند ، با توجه به خصوصیات و ویژگی های کودکان در این سنین ، تدریس در کلاس اول ابتدایی ویژگی های خاصی را می طلبد تا آموزگار بتواند کودکان را به درس و تحصیل علاقه مند سازد و به سوالات کنجکاوانه ی آنان پاسخی مطلوب دهد و استعدادهای بالقوه آنان را به بالفعل تبدیل سازد .

حضرت علی (ع)در این مورد می فرماید : آموزش به کودک ، چون نقش بر سنگ نهادن است . لذا یک معلم کلاس اول ابتدایی ، باید در درجه ی نخست به خصوصیات کودکان 6 یا 7 ساله کاملاً واقف باشد تا بتواند بر اساس آن روش های تدریس خود را تنظیم و مطالب را با توجه به اهداف کلی تعلیم و تربیت برای کودکان تفهیم کند .

 

خصوصیات کودکان 6 یا 7 ساله :

 

 این کودکان ، اکثراً دارای خصوصیاتی به شرح زیر هستند :

1 – از نظر رشد جسمی به محرکات خارجی پاسخ می دهند .

2 – اندامهای حسی و حرکتی خود را با مهارت به کار می برند .

3 - برای شرکت در بازی های گروهی ، زبان مشترک دارند .

4 – از چهارچوب خانواده جدا شده ، به نظریه های متفاوت دیگران پی می برند و تا آنجایی که می توانند ، خود را به جای دیگران تصور می کنند .

5 – کنجکاوی آنان به صورت جستجویی جهت دار و هدف دار در آمده و خودبینی آنها تعدیل شده است .

6 – پیوندهای عاطفی آنان بی آنکه سستی پذیرفته باشد ، معقول تر شده است .

7 – کم کم به اصول حاکم در طرز تفکر بزرگان پی برده و به ضرورت های فکر منطقی گردن می نهند .

8 – با زندگی گروهی آشنا شده و می توانند برای بهره مندی از مصاحبت های دیگران به گذشت هایی تن در دهند .

ویژگی ها و صفات خاص آموزگاران پایه ی اوّل ابتدایی

بعد از آشنایی معلمان با خصوصیات کودکان ، شرایط ، ویژگی ها و صفات خاصی نیز از آموزگاران پایه اول ابتدایی انتظار می رود ، که اهم آن عبارت است از :

1 – هنر شریف معلمی را صرفاً از روی علاقه انتخاب کرده باشد .

2 – دارای روحیه ی خوبی بوده و از سلامت جسمی و توانایی کافی برخوردار باشد .

3 – فردی مهربان ، گشاده رو ، دارای وضع ظاهری مورد توجه و دارای رفتار دوستانه باشد و کودکان را درک کند .

4 – در حد امکان متاهل و دارای فرزند باشد تا بتواند احساسات کودکان را بیشتر و بهتر درک کند .

5 – صبر و حوصله ی وافری داشته باشد و مشکلات شخصی و خانوادگی خود را در کارش دخالت ندهد .

6 – از اصول تعلیم و تربیت آگاهی داشته و تنها ، توجهش به سوی یک کودک یا یک مسئله

معطوف نشود ، بلکه قادر باشد بر کل کودکان و مسایل دیگر هم نظارت داشته باشد .

7 – در خصوص امور خانوادگی نوآموزان و خصوصیات آنها آگاهی داشته باشد تا از این طریق ، کار تربیت او ، آسان تر صورت بگیرد .

8 – در باره ی مسائل ایمنی ، بهداشت ، تغذیه ی کودکان و مخصوصاً امراض مسری اطلاعاتی داشته باشد .

9 – از رشد عقلانی ، عاطفی ، وضع جسمانی و رفتار اجتماعی کودکان نیز معلوماتی داشته باشد .

10 – دارای خلاقیت و نوآوری در کارش بوده و اطلاعات کافی در زمینه ی علوم و ریاضیات به زبان ساده و ادبیات کودکان و هنرهای خاص کودکان داشته باشد .

11 – به روش های صحیح آموزش خواندن و نوشتن و حساب کردن کاملاً مسلط بوده و به این که کودکان با توجه به رشد عاطفی و روانی خود دروس مختلف را با کدام روش بهتر یاد می گیرند ، آگاهی داشته باشد .

 

شناسایی کودک و تبدیل کلاس به محیطی شاد

اولین رمز موفقیت معلمان در پایه ی اول ابتدایی ، شناسایی کودکان از نظر ویژگی های ذهنی ، روانی و خانوادگی و پی بردن به تفاوت های فردی در بین آنان است که بنا بر اهمیت موضوع ، بزرگان تعلیم و تربیت نیز بر آن تاکید کرده اند . روسو ، در آثار تربیتی خود ، کراراً این مسئله را یادآور شده و کلاپارد نیز ضمن تایید نظریه ی روسو ، مقایسه ای را  بین معلم و باغبان به عمل می آورد و اظهار می دارد : " همان طور که باغبانی و گلکاری بر مبنای شناخت گیاهان و گلها انجام می شود ، تعلیم و تربیت نیز باید بر مبنای شناسایی کودک پی ریزی شود . "

بعد از مسئله ی شناسایی کودک ، موضوع حائز اهمیت در این پایه ، تبدیل کردن کلاس و محیط آموزشی به محیطی شاد و مورد پسند دانش آموزان است . زیرا کودکانی که تازه از محیط خانواده جدا شده و پا به یک محیط جمعی نهاده اند ، همواره دستخوش فشارهای روانی و اضطرابهای حاصل از این جدایی هستند و چنان که می دانیم اضطراب و فشارهای روانی ، فعالیتهای ذهنی و قدرت یادگیری بچه ها را کاهش می دهد . بنابراین ، اگر ما بتوانیم محیطی را که برای کودک خوشایند و مطلوب بوده و توام با شادی های لذت بخش که اقتضای سنی کودک است ، را با برخوردهای آگاهانه و ملاطفت آمیز خویش ، فراهم آوریم ، باعث بوجود آمدن آرامش روانی ، انبساط خاطر و بالا بردن توان یادگیری و افزایش سازگاری کودک و کلاً برخورداری از احساسات خوشایند نسبت به کلاس و محیط مدرسه و معلم خواهیم شد و زمینه های شکوفایی استعدادهای پنهان آنان را هموار خواهیم ساخت ولی مسئله ی مهم در اینجاست که چگونه باید این محیط را بوجود بیاوریم ؟ مهمترین شرط فراهم آوردن چنین محیطی ، رعایت مسئله ی تصبی ( خود را به کودکی زدن ) و دانستن زبان کودکی است :

 

چونکه با کودک سرو کارت فتاد                                           

 پـس زبـان کودکی باید گشـاد

این شعر در واقع برگرفته از فرمایشات پیامبر بزرگوار اسلام است که فرموده اند : من کان عنده صبی فلیتصاب له ، " کسی که کودک نزد اوست ، باید با او رفتار کودکانه در پیش گیرد ."

حال ما باید بدانیم زبان کودکی که این همه به آن سفارش شده و در باره ی آن تاکید می شود ، چیست ؟ زبان کودکی در واقع همان گفتار بی پیرایه و ساده أی است که کودکان با یکدیگر حرف می زنند ، همان زبان مخصوصی است که عاری از هر گونه پیچیدگی ها و غوامض است . همان زبان مخصوصی است که در صورت تسلط معلم بر آن ، دیوارهای فاصله بین معلم و شاگردان از بین خواهد رفت و شاگردان با تمامی وجود خویش ، معلم را تا اعماق جانشان پذیرا خواهند بود . تسلط بر چنین زبانی که یک دنیا معنی و مفهوم در آن نهفته است ، داشتن شرایط بسیاری از جمله : آگاهی از جریانات رشدی فراگیرنده ، عاشق بودن و داشتن سوز معلمی به معنای واقعی آن ، دانا بودن به احوال کودک ، داشتن صداقت و صمیمیت ، داشتن ثبات عاطفی و شناخت و درک کودک ، داشتن صبر و حوصله ی فراوان و خودشناسی و خودآگاهی و شناختن احساسات و افکار و انتظارات خود نسبت به کودک است که در این راه ، داشتن تخصص و تجربه ، و طی کردن مدارج تحصیلی و استفاده ی بهینه از یافته های نوین آموزشی از ضروریات است .

 

الگو پذیری کودکان در پایه ی اول ابتدایی

 

در فرایند شکل گیری شخصیت کودکان ، بیشترین نقش متوجه الگوهای رفتاری است ، چرا که یادگیری ، اساس رفتار آدمی را تشکیل می دهد . یادگیری های غیرمستقیم ، ضمنی و یا مشاهده أی ، پایدارترین و موثرترین یادگیری ها محسوب می شوند و در این میان ، مهمترین نقش بر عهده ی الگوهای رفتاری است . به عبارت دیگر ، از آنجایی که تقلید و همانند سازی یکی از مهمترین روش های یادگیری در کودکان است ، بنابراین هر قدر الگوهای رفتاری در نزد کودکان نیز از شخصیت  محبوبتری برخوردار باشد ، رفتارهای کلامی و غیرکلامی آنها بیشتر مورد توجه واقع می شود . بر کسی پوشیده نیست که معلم پایه ی اول ابتدایی ، الگوی مناسب و لایقی در نزد کودکان است ، و رفتار ، گفتار ، حالات و تمامی افعال معلم حکم تابلوی جهت دهنده به کودک را داراست و کودک ، مقلد محض معلم است و معلم با قدرت عمل شگفت آور خود ، می تواند عمق وجود کودک را تسخیر کند .

آموزگار پایهی اول ابتدایی ، باید سوز تربیت و انسان سازی داشته و الگویی نمام عیار و شایسته از جمیع جهات بوده و تجسم عینی گفته هایش باشد و بین گفتار ، رفتار ، و حالات او تفاوتی احساس نشود ، چرا که دانش آموزان بی آلایش پایه ی اول ، بر اساس الگوگرایی رفتار ، تمامی حرکات معلم را در عمق وجود خویش حکاکی می کنند و کمالات معلم را در رفتار و کردار خود مجسم می سازند .

 

کاربرد روش های تغییر رفتار در پایه ی اول ابتدایی

کارل راجرز یکی از محققان مسایل آموزشی معتقد است : معلم باید کودک را بپذیرد ، هر چند که نمی تواند رفتار او را بپذیرد . تغییر رفتار ، یکی از تدابیر حاصل از یافته های علم روانشناسی ، بویژه روانشناسی یادگیری است که در موقعیت های مختلف عملی از جمله در آموزش و پرورش به کار گرفته شده و اثربخشی آن به اثبات رسیده است . بنابراین آموزگاران پایه اول ابتدایی ، با در نظر گرفتن موقعیت های مختلف رشد اجتماعی و اخلاقی کودکان ، می توانند از این روش برای اصلاح و درمان ناهنجاریهای رفتار کودکان ، مشکلات عقب ماندگی تحصیلی و ناسازگاری آنان استفاده کنند و رفتارهای سالم ، خالص و مفید را در آنان افزایش دهند . مطالعات نشان داده است که بعضی رفتارها از قبیل دزدی های کوچک در بین بچه های کلاس اول ، دروغگویی در سنین قبل از دبستان ، ناسزا گفتن و بی توجهی به سر و وضع و کار در مدرسه ، اغلب به این خاطر صورت می گیرد که کودکان یاد نگرفته اند چگونه نیازهای خویش را با شیوه های پخته برآورده کنند . لازم به تذکر است که در روش های تغییر رفتار ، استفاده از تقویت ، تعیین مقدار تقویت ، استفاده از توجه و ستایش معلم ، سرزنش های ملایم و سرمشق گیری باید مدنظر قرار گیرد .

 

چگونگی تدریس دروس ، بخصوص ریاضیات و علوم با توجه به ویژگی های رشد عقلی و ذهنی در پایه ی اول ابتدایی

با ورود به دبستان ، کودک پا به سن عقل و دانایی می گذارد . او آماده می شود تا واقع بینانه فکر کرده و از خود مرکزی خارج شود . او کم کم به دانش خود ، آگاهی پیدا می کند و می فهمد که تصورات او از عالم خارج ، با آن چه در واقع وجود دارد ، گاهی اوقات متفاوت است . کودک به تدریج از نظریات دیگران آگاه می شود . تفکر کودک در این مرحله ، از عینیت گرایی خاصی برخوردار است ، لذا درک واقعیت ها بدون آنکه از قدرت تفکر تجریدی برخوردار باشد ، همه چیز را به شکل عینی تغییرناپذیر و جزمی تصور می کند . بالاخره در اوایل این مرحله از زندگی است که کودک ارتباط جنبه های مختلف اشیاء و ابعاد آنها را با یکدیگر شروع می کند و به عبارت دیگر ، آنچه را که پیاژه اصل عدم تغییر نامیده در می یابد . لذا معلمان پایه اول ابتدایی ، با واقف شدن به این امر که کودکان در این سن ، از نظر رشد در مرحله ی تفکر عینی بوده و هنوز به مرحله ی تفکر انتزاعی نرسیده اند ، باید دروس این پایه خصوصاً ریاضیات و علوم را ، تنها از راه تجارب عینی و عملی و با استفاده از محسوسات و آزمایش های مجسم و نیمه مجسم به کودکان آموزش دهند . زیرا یادگیری اصول و مفاهیم ریاضی و علوم برای کودکان در این دوره ، به صورت مجرد و انتزاعی امکان پذیر نیست . البته تذکر این نکته هم ضروری است که در استفاده از آزمایش ها ، دانش آموزان نیز باید دخالت داده شده و تنها نظاره گر صحنه نباشند ، چون یادگیری به معنای واقعی ، هنگامی صورت می گیرد که دانش آموزان شخصاً محیط را دستکاری کنند ، به مشاهده بپردازند ، شرایط را تغییر دهند و نتایج تغییرات را مشاهده و درک کنند .

 

چگونگی انتخاب تکلیف شب در پایه ی اول ابتدایی

تکلیف شب برای دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی از اهمیت به سزایی برخوردار است . پاره أی از اندیشمندان در این مورد ، منکر کارایی تکلیف شب می شوند و آن را فشاری بر رشد شخصیت کودک می دانند و عده أی نیز بر اثرات مثبت تکلیف شب تاکید می کنند و اثرات آن را بر فعالیتهای غیردرسی و یادگیری دانش آموزان خاطرنشان می سازند و معتقد هستند که انجام تکالیف درسی یا مشق شب ، در صورتییک جریان مکمل کمک آموزشی است که بر اساس برنامه ی رسمی آموزش و پرورش و با هدایت آموزگاران توسط دانش آموزان انجام شود . اگر ما چگونگی تکلیف شب در پایه ی اول ابتدایی را بررسی کنیم ، پی می بریم که اکثراً رونویسی از دروس را به عنوان تکلیف تعیین می کنند و تاسف بارتر آن که ، بعضی اوقات از تکلیف شب ، به عنوان حربه أی برای تنبیه استفاده می شود . بنابراین ضروری است که تحولی منطقی در تعیین تکلیف شب برای دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی صورت پذیرد و با وقوف به این امر که مدت انجام تکلیف برای دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی 20 دقیقه است ، این تکالیف باید کوتاه ، آگاهانه ، پرمحتوا و متنوع تعیین شده و خارج از استطاعت جسمی و روانی آنان نباشد و از همه مهمتر ، انجام آن برای دانش آموزان جنبه ی داوطلبانه داشته باشد .چون به تجربه ثابت شده است که دانش آموزان از انجام تکالیف به طور داوطلبانه استقبال شایان توجهی می کنند . علاوه بر این ، تکالیف درسی باید توسط آموزگار مربوطه ، به دقت مورد بررسی و تصحیح قرار گیرد . در چنین صورتی است که این امر می تواندنقش ارتباطی موثر و سازنده ای بین خانه و مدرسه ، اولیای دانش آموز و آموزگار و نیز رشد شخصیت و اعتماد به نفس دانش آموز داشته باشد .

 

معلمان راهنما و پایه ی اول ابتدایی

اگر ما اصطلاح معلمان راهنما را به همان رهبران آموزشی اطلاق کنیم ، باید خاطرنشان سازیم که وظیفه ی اصلی آنان ، بهتر ساختن وضع آموختن کودکان است . در این راستا ، معلمان راهنما باید ضمن متخصص بودن در رشته های درسی، از دانش و توانایی های قابل ملاحظه ای در زمینه های تدریس و برنامه ریزی و یادگیری نیز برخوردار باشند و همواره سعی در دست یابی به شیوه های جدید تدریس ، شیوه های نوین ارزشیابی و یافته های تازه  علمی و استفاده ی بهینه از آنها و همچنین انتقال آنهابه معلمان برای شکوفایی امر تعلیم و تربیت باشند . ولی متاسفانه گاهی دیده می شود که معلمان راهنما ، به علت عدم تخصص کافی ، از مسئولیت خطیر خود بی خبر هستند و بدون توجه به مسایل متعلم و معلم در یک نظام آموزشی ، فقط به بازدیدهای سطحی اقدام به ارزشیابی از دانش آموزان نیز می کنند و بدون توجه به این امر خطیر که دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی از شرایط خاصی برخوردار هستند و به طور کلی کمتر کسی را به جای معلم خود می پذیرند و قبول دارند و ممکن است به علت احساس غربت و عدم صمیمیت و آشنایی با معلمان راهنما در مقابل سوال آنها ، سکوت اختیار کنند ، بعضی مواقع زحمات معلمان دلسوز این پایه را زیر سوال می برند . لذا به جاست که معلمان راهنما و دیگر مسولان که قصد بازدید و بررسی میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی اول را دارند ، حتماً باید از شرایط خاص دانش آموزان این پایه ، از تمامی جهات مطلع بوده و به شیوه های نوین ارزشیابی نیز مسلط باشند .

 

موارد دیگری که در پایه ی اول ابتدایی حایز اهمیت بوده و به طور گذرا می توان به آن اشاره کرد ، عبارتند از :

1 – لزوم رعایت دستورالعمل وزارتی در ارتباط با چگونگی انتخاب معلمان پایه ی اول ابتدایی ، که متاسفانه به علت عدم پیگیری مسئولین ذیربط ، این دستورالعمل آنچنان در مدارس به اجرا در نیامده است .

2 – لزوم ادامه ی سنجش آمادگی کودکان برای ورود به دوره ی آموزش عمومی و ملاک قرار ندادن سن تقویمی آنان و رفع معضلات و مشکلات مربوط به تشکیل کلاس های خاص کودکانی که در این سنجش ، ملاک های لازم برای حضور در کلاس های عادی دوره های آموزش عمومی را کسب نمی کنند .

3 – تقویت بیش از پیش آموزش قبل از دبستان و دوره های آمادگی خصوصاً در مناطق دوزبانه

4 – لزوم حذف بیست گرایی از روش های کاری معلمان پایه ی اول ابتدایی که عواقب نامطلوبی را در روند آموزشی و آینده ی دانش آموزان ایجاد می کند .

5 – لزوم ایجاد زمینه های لازم برای پرورش خلاقیت و ذوق کودکان ، و پرورش حس زیباشناسی و همچنین بیشتر بها دادن به کلاس های هنر و استفاده از سرودهای مورد علاقه  بچه ها برای ایجاد تنوع در محیط آموزشی و تفهیم بهتر مسایل درسی

6 – لزوم ارائه ی شیوه های نوین تشویق دانش آموزان و تربیت بدون تنبیه از سوی کارشناسان ذیربط برای به کارگیری در پایه ی اول ابتدایی

7 – ضرورت آشنایی کامل با شیوه های نوین ارزشیابی از دانش آموزان

8 – لزوم برقراری فوق العاده ی سختی کار برای آموزگاران پایه ی اول ابتدایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی