آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

مشاور استخدامی آموزگار ابتدایی

آموزگار ابتدایی

🎓 کارشناسی ارشد علوم تربیتی ، گرایش برنامه ریزی درسی

سربلندی کسانی که به خوبی به کودکان آموزش می‌دهند، به اندازه‌ی همان کسانی است که آنها را به دنیا می‌آورند: گروه دوم به آنها زندگی می‌بخشند و گروه نخست، راه خوب زندگی کردن را به آنها می‌آموزند * ارسطو

🔻 اگر ذکر منبع مطلبی فراموش شده ، اطلاع رسانی کنید لطفا.

آیدی تلگرام : reza_HAm

آخرین نظرات

می توان انگیزه را دقیق تر از انگیزش دانست ، انگیزش عامل کلی مولد رفتار اما انگیزه علت اختصاصی یک رفتار خاص به حساب آورد . مثلاً وقتی می پرسیم چرا فلان شخص رفتار خاص را انجام می دهد به دنبال انگیزه او هستیم . اصطلاح انگیزه بیشتر در اشاره به رفتار انسان به کار می رود . روسل (1971) در این باره می گوید : « انگیزه ..... برای مشخص کردن قصد یا بازده دلخواه یک رفتار به کار می رود .... پس کاربرد اصطلاح انگیزه در مورد حیوانات جایز نیست » از لحاظ پرورشی ، انگیزش هم هدف است و هم وسیله . به عنوان هدف ، ما از دانش آموزان و دانشجویان می خواهیم نسبت به موضوعهای مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند (دارای انگیزه باشند ) از این رو ، تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیتهای مربوط به جنبه های عاطفی در نظر گرفته شده است به عنوان وسیله ، انگیزش به صورت آمادگی روانی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری کاملاً آشکار است .

اگر دانش آموزان و دانشجویان نسبت به درس بی علاقه باشند (دارای انگیزش سطح پایینی بشد ) ، به توضیحات معلم توجه نخواهند کرد ، تکالیف خود را با جدیت انجام نخواهند داد ، و بالاخره پیشرفت چندانی نصیب آنها نخواهند شد . اما اگر نسبت به درس علاقه مند باشند (دارای انگیزش سطح بالایی باشند ) ، هم به توضیحات معلم با دقت گوش خواهد داد ، هم تکالیف درسی خود را با جدیت انجام داد ، هم به دنبال کسب اطلاعات بیشتری در زمینه مطالب درسی خواهند رفت ، و هم پیشرفت زیادی نصیب آنها خواهد شد

رویکردهای مختلف انگیزشی

ـ رویکرد رفتاری

ـ رویکرد شناختی

ـ رویکرد انسان گرایی

ـ رویکرد اجتماعی ـ فرهنگی

ـ رویکرد انتظار ضرب در ارزش

ـ نظریه انگیزش پیشرفت

ـ نظریه ی انگیزشی نسبت دادن

رویکرد رفتاری 

پیروان رویکرد رفتار گرایی انگیزش را وابسته به کسب تقویت و اجتناب از تنبیه می دانند . معتقدند که پیامدهای اعمال و رفتارها هدایت کننده و کنترل کننده ی آنها هستند . لذت جویی روانشناختی ـ اصل لذت / درد (pain – pleasure principle) خلاصه ی آسانی از اساسی ترین اصل انگیزش رفتار گرایان است . طبق اصل لذت ، درد ، ما می کوشیم تا کسب لذت کنیم و از درد بگریزیم . انگیزه ها (مشوقها incentives ) منبع انگیزشی دانش آموزان و دانشجویان به حساب می آیند . معلمانی که به کمک نمره جایزه ، تشویق کلامی ، و برخورد محبت آمیز دانش آموزان را به درس خواندن و انجام رفتارهای پسندیده وا می دارند و با سرزنش ، توبیخ ، ترشرویی ، و بی مهری آنان را از تنبلی و انجام رفتارهای ناپسند باز می دارند سطح انگیزش آنان را بالا می برند 

 

رویکرد شاختی

در رویکرد شناختی انگیزش ، باور بر این است که اندیشه های فرد سرچشمه انگیزش او هستند . شناخت گرایان معتقدند که رفتارها توسط هدفها ، نقشه ها ف انتظارات ، و نسبت دادن های فرد ایجاد و هدایت می شوند ، و لذا انگیزش درونی بیشر از انگیزش درونی مورد تأکید است 

آیرونس (2008) می گوید « یکی از انگیزشهای اصلی وابسته به یادگیری بر شکل گیری هدفها و کوشش برای تحقیق بخشیدن آنها تأکید می کند

یکی از مفاهیم نزدیک به مفهوم انگیزش در رویکرد شناختی انگیزش شایستگی است . افراد برانگیته می شوند تا با محیط خود به طور موثر برخورد کند ، بر دنیای خود مسلط شوند ، و اطلاعات را به طور موثر پردازش نمایند . مردم این کارها را از آن جهت انجام نمی دهند که نیازهای زیستی شان را ارضا کنند ، بلکه برای تعامل موثر با محیط دارای انگیزش درونی هستند 

منشاء پاداش در انگیزش درونی در کاری که انجام می گیرد نهفته است . انگیزش بیرونی به وسیله عوامل خارج از فرد و خارج از کاری که انجام می گیرد برانگیخته 
می شود ف مانند پاداش (تقویت )و تنبیه ف درحالی که انگیزش درونی به کاری که انجام می گیرد وابسته است ، مانند اشتیاق فرد برای انجام آن کار 

رویکرد انسان گرایی : پدیدار شناختی 

در رویکرد انسان گرایی ، به جای تأکید بر تقویت و تنبیه به عنوان منبع اصلی انگیزش ، به توانایی دانش آموزان برای رشد شخصی ، آزادی انتخاب هدفهای زندگی ، ویژگیهای شخصیت (مانند حساس بودن نسبت به دیگران ) تأکید می شود . برای ایجاد انگیزش باید احساس شایستگی ، خود مختاری و عزت نفس را در فرد افزایش داد

مازلو یکی از مهم ترین نظریه پردازان انسان گرا انگیزش را با توجه به نیازها توضیح داده است . نیاز به یک حالت ناشی از کمبود یا محرومیت در موجود زنده گفته می شود اصطلاح وابسته به نیاز سائق است . سائق انرژی یا میل حاصل از نیاز است .

مازلو (1970) نیازهای انسان را به صورت سلسله مراتبی ، ابتدا به دو دسته ی کلی تقسیم شده اند ، نیازهای کمبود یا کاستی و نیازهای رشد یا بالندگی 

نیازهای دسته ی اول را نیازهای اساسی و نیازهای دسته ی دوم را فرانیازها نام گذاری کرده است . هر یک از این دو دسته نیاز شامل تعدادی طبقه به شرح زیر است

 

نیازهای اساسی

 

نیازهای اساسی یا کاستی ، زمانی که ارگانیسم در رابطه با یک نیاز کمبود دارد (مثلاً غذا یا آب ) بر انگیخته می شوند .

1 ـ نیازهای فیزیولوژیکی یا جسمی ، شامل نیاز به آب ، غذا ، خواب ، حرارت مناسب و ......

2 ـ نیاز به امنیت یا ایمنی : شامل نیاز به دانش محیطی امن و به دور از تهدید 

3 ـ نیاز به عشق و تعلق شامل نیز به ایجاد روابط متقابل با دیگران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن

4 ـ نیاز به عزت نفس یا احترام به خود . شامل احساس کسب توفیق و تأکید ، احساس شایستگی ، احساس کفایت و مهارت یعنی نیاز فرد به ایجاد تصور مثبتی از خودش و دیگران 

دانش آموز گرسته را با هیچ تدبیری می توان وادار کرد تا به درس و بحث معلم گوش فرا دهد . به همین قیاس ، از معلم گرسنه نیز نمی توان انتظار داشت که وظیفه ی آموزش خود را به درستی انجام دهد 

مرحله ی بعد احساس امنیت و عدم نگرانی خاطر و محیطی امن و به دور از تهدید و خطر جای نیازهای قبلی را می گیرند کودکان باید در محیط آموزشگاه احساس آرامش کنند و از عوامل تهدید آمیز به دور باشند تا بتوانند به یادگیری بپردازند . معلمان هم نیاز به امنیت شغلی ، رفاه نسبی و بیمه ای اجتماعی دارند تا بتوانند بدون دغدغه ی خاطر به پرورش کودکان و نوجوانان بپردارند .

مرحله بعد از فارغ شدن از مراحل قبلی نیاز به محبت ،‌دوستی و تعلق خاطر می باشد .

مردم به محبت کردن و مورد محبت قرار گرفتن نیازمندند .

پس از ارضی نیازهای سطح سوم نوبت به نیاز به عزت نفس ، یعنی نیاز به قدرشناس خود و مورد قدرشناسی از طرف دیگران واقع شدن می رسد . یعنی فرد احتیاج دارد تا در خانه ، اجتماع و محل کار مورد احترام و قدر دانی دیگران واقع شود و خود نیز تصور مثبتی از خویشتن داشته باشد .

فرانیازها یا نیازهای مربوط به خودشکوفایی

بر خلاف نیازهای کاستی که از محرومیت انسان سرچشمه می گیرند ، فرانیازها نیرویشان را از میل آدمی به رشد و بالدگی کسب می کنند که به خود شکوفایی یا تحقق خویشن معروفند . که عبارتند از نیازهای فرد برای رسیدن به آنچه که در حداکثر توان و استعداد دارد . شامل کنجکاوی ، اشتیاق برای شناخت ، یادگیری ، کسب حقیقت ، دانش اندوزی ف تجربه کردن ، درک زیبایی و نظم و هماهنگی ،‌لفرانسوا (1997) در توصیف خود شکوفایی گفته است : خود شکوفایی یک فرایند است نه یک حالت ، فرایند ، رشد ، یعنی شدن و بالیدن .

مازلو معتقد است این دسته از نیازها تنها در انسان هایی که دارای شخصیتی سالم هستند یافت می شود و تنها یک درصد مردم به آن دست می یابند و علت را اینگونه توضیح می دهد که اکثر مردم قدرت شناسایی توانایی های بالقوه ی خود را ندارند . زیرا بیش از حد مطیع الگوی قالبی فرهنگ خود هستند . لذا نیازهای فردی خویش را نادیده می گیرند . همچنین نیازهای مربوط به امنیت مردم را از خطر کردن بر حذر می دارند و راههای درگیر شدن با تجربه ای تازه را بر آنها می بندند .

وی ویژگیهای افراد خود شکوفا را به شرح زیر توصیف کرده است 

 داشتن درک درستی از واقعیت

 توانایی پذیرش خود و دیگران

 طبیعی بودن

 مشکل محور بودن به عوض خود محور بودن

 علاقه مند به تنهایی و خلوت

 مقاومت در برابر هم شکل شدن با دیگران

 همدلی نسبت به دیگران

به نظر مازلو فردی که چهار مرحله ی پیش از نیاز به خود شکوفایی بر برآورده سازد اما این مرحله ی خود شکوفایی نرسیده باشد انسان کاملی نیست . خودشکوفایی در فردی ممکن است به صورت نیاز به رویاندن گیاهان جلوه کند و در دیگری به صورت مادر خوبی شدن و در شخص دیگر به صورت شاعر یا نویسنده شدن .

 

رویکرد اجتماعی ـ فرهنگی   (میان گرایی بین درون گرایی و برون گرایی )

بنا به این رویکرد منبع انگیزشی مهم برای بعضی افراد بودن با دیگران و داشتن 
رابطه ی دوستانه ی متقابل با آنان است . مردم در فعالیتها شرکت می کنند تا هویت خود و راوبط با دیگران را حفظ نمایند ، بنابراین ، اگر داشن آموزان عضو کلاس درس یا آموزشگاهی باشند که برای یادگیری ارزش قائل می شود انگیزش آنان برای یادگیری بالا خواهد رفت .

این نیاز در دانش آموزان در انگیزش آنان به صرف وقت با همسالان ، ایجاد دوستی ای صمیمانه ، وابستگی به والدین ، و اشتیاق نسبت به برقراری رابطه ای صمیمانه با معلمان انعکاس می یابد . دانش آموزان دارای نیاز به پیوند جویی سطح پایین ترجیح می دهند که تنها کار کنند ، در حالی که دانش آموزان برخوردار از نیاز به پیویند جویی سطح بالا کار در گروههای کوچک را بر می گزینند .

 

رویکرد انتظار ضرب در ارزش

هم جنبه ی رفتاری دارو و هم جنبه ی شناختی

                          ارزش تشویق × انتظار موفقیت = انگیزش

1) سطح انتظارشان در رابطه با اینکه تا چه حد آن کار با را موفقیت انجام خواهند داد .

2) میزان ارزشی که برای انجام آن کار قائلند یا فایده و پاداشی که از انجام آن کار نصیبشان می شود . اگر دانش آموز یا دانشجویی بر این باور باشد که در امتحانی که در پیش رو دارد موفق خواهد بود (انتظار بالا ) ، و اگر موفقیت در آن امتحان برایش مهم باشد 0ارزش بالا ) آنگاه انگیزش او نیز بالا خواهد بود .

 

نظریه ی انگیزش پیشرفت

میل یا اشتیاق برای کسب موفقیت و شرکت در فعالیتهایی است که موفقیت

در آنها به کوشش و توانایی مشخص وابسته است .

این افراد در یادگیری بر افراد که از این انگیزه بی بهره اند پیش می گیرند .

انگیزش پیشرفت در ابتدا تحت تجارب فرد در خانواده است اما پس از آنکه دانش آموز چند سالی در مدرسه کسب تجربه می کند ف موفقیت و انگیزش بر یکدیگر اثر می گذارند . موفقیت ، اشتیاق برای موفقیت بیشتر را سبب می شود که این به نوبه خود موفقیت را به دنبال می آورد .

کسب توفیق در تکالیف چالش انگیز برای این افراد مهم و افتخار آمیز است . همچنین انجام تکالیف بسیار دشوار نیز مورد علاقه افراد دارای انگیزه ی پیشرفت سطح بالا قرار نمی گیرد . علت آن است که انجام کالیف خیلی ساده افتخاری نصیب فرد نمی کند و تکالیف بسیار دشوار معمولاً‌به شکست منجر می شوند و این نیز افتخاری نصیب فرد نمی سازد . انگیزه اجتناب از شکست به گرایش فرد برای دوری گزیدن از سرشماری و تحقیق وابسته به شکست گفته می شود این دو با هم رابطه منفی دارند .

نظریه ی انگیزشی نسبت دادن

چگونگی ادراک و تفسیر فرد از علتهای موفقیت و شکست خودش از تعیین کننده ای اصلی انگیزش او به حساب می آید .

بنا به نظریه ی واینر علتهایی که افراد برای شکست ها و موفقیت هایشان بر می گزینند دارای سه بعد یا سه جنبه ی زیر است :

1 ـ مکان کنترل (درونی یا بیرونی )

2ـ وضعیت پایداری ثابت یا متغیر بودن علتهای موفقیت و شکست (پایدارو ناپایدار )

3 ـ کنترل پذیری : در اختیار فرد قرار داشتن علیتهای موفقیت و شکست یا خارج از اختیار او بودن (قابل کنترل یا غیر قابل کنترل )

مثلاً بخت یا شانس ، بیرونی ، ناپایدار و غیر قابل کنترل

توانایی ، درونی ، پایدار و غیر قابل کنترل

از بعدهای سه گانه نسبت دادن مفهوم منبع (مکان ) کنترل جای مهمی دارد .

افراد دارای منبع بیرونی کنترل بین رفتار خود و رویدادها هیچ گونه رابطه ای علت و معلولی می بینند . و بخت و اقبال ،‌تصادف ، اشخاص دیگر را مسئول نتایج رفار خود می داند . برای کوشش هایخود ارزشی قائل نمی شوند به کنترل زندگی خود رد حال و آینده چندان ایمانی ندارند .

در مقابل کسانی که معتقدند به منبع درونی کنترل هستند ، بر این باورند که کنترل 

زندگی خود را شخصاً در دست دارند و برای مهارتها و تواناییهای خود ارزش قائل می شوند .

نسبت دادن های علمی تا حدودی تعیین کننده پیامهدهای عاطفی ، موفقیت و شکست هستند . وقتی که موفقیت و شکست به عوامل درونی نسبت داده می شوند غرور و شرمساری افزایش می یابند . و وقتی که موفقیت و  شکست به عوامل بیرونی نسبت داده می شوند غرور شرمساری کاهش می یابند .

منبع کنترل بر پیامدهای عاطفی یا هیجانی ناشی از بازده ای پیشرفت تأثیر دارد . در واقع مفهوم خود یا خودپنداره ی (selp – concept) یادگیرنده به الگوی نسبت دادن های او وابسته است .

درماندگی آموخته شده نشان دهنده منفی ترین حالت مفهوم خود (خودپنداره ) است . آنان کوشش را با پیشرفت مرتبط نمی دانند و هر کاری بکنند به موفقیت دست نمی یابند و می آموزد که رفتار و نتیجه ی رفتار او از یکدیگر مستقل اند .

معلمان با تدارک دیدن تجارب موفقیت آمیز برای دانش آموزان می توانند در کاهش احساس درماندگی آموخته شده به آنان کمک کنند مانند :

* فراهم آوردن فرصت های گام به گام برای کسب موفقیت از سوی دانش آموزان

* دادن بازخورد فوری به دانش آموزان

* ایجاد انتظارات مثبت و واداشتن دانش آموزان به انجام کوشش های پیگیر .

کاربردآموزشی نظریه ی انگیزشی نسبت دادن

مشکل بزرگ آموزشی معلمان وجود دانش آموزانی که دارای مفهوم خود (خودپنداره ) سطح پایینی هستند . این نوع دانش آموزان دارای اسنادهای ناسازگارند و باید آنها را تغییر داد .

شکست       فقدان توانایی (غیر قابل کنترل )       احساس عدم شایستگی (نپذیرفتن مسئولیت )       دست کشیدن از کوشش       کاهش عملکرد .

و به روند زیر تبدیل شود :

شکست       فقدان کوشش ( قابل کنترل )       احساس گناه یا شرمساری (پذیرفتن مسئولیت )        کوشش بیشتر       افزایش عملکرد .

* برای این منظور شرایط آموزش باید بر یادگیری تأکید کند نه بر پیشرفت .

یعنی تأکید بر فعالیت دانش آموز به عوض تأکید بر درست بودن یا غلط بودن پاسخ او .

* کاهش رقابت میان دانش آموزان برای کسب نمره است . در چنین مواردی حتی دانش آموزان مفهوم خود سطح بالا نیز با شکست مواجه شده اند و به دنبال آن انتقاد از خود افزایش یافته و تصورات فرد نسبت به توانایی شخصی اش کاهش یافته است .

 

نتایج پژوهش های مربوط به رابطه ی بین انگیزش و یادگیری

بلوم (1982) رابطه ی بین انگیزش و پیشرفت تحصیلی را با ضریب 50/0 گزارش کرده است .

در یک مطالعه ی دیگر کیت وکول (1992 به نقل لفرانسوا 1997 ) : مهم ترین عاملی که

مستقیماً با میزان یادگیری رابطه مثبت نشان داد سطح توانایی یادگیرندگان بود . پس از آن ، دو عامل مهم دیگر یکی آموزش معلم و دیگری انگیزش برای یادگیری بودند .

دانش آموزان که در یک مدرسه ی دارای کیفیت و برنامه ای سطح بالا به تحصیل اشتغال دارند از انگیزش زیادی برخوردارند .... و همچنین این دانش آموزان فعالیتهای تحصیل بیشتری را می پذیرند ،‌تکالیف بیشتری انجام می دهند و در نتیجه موفقیت بیشتری کسب می کنند .

 

فنون ایجاد انگیزش در یادگیرندگان

با توجه به آنچه تا کنون گفته شد بهترین راه ایجاد انگیزش در یادگیرندگان نسبت به یادگیری بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفیت روشهای آموزش است . در زیر روشهای و فنون دیگر آمده است :

1ـ هدف های آموزشی خود را در آغاز درس به یادگیرندگان بگویید و از آنها بخواهید تا برای خود هدفهای یادگیری انتخاب کنند .

ترغیب و هدایت یادگیری دانش آموزان و دانشجویان مستلزم بیان صریح هدفهای آموزشی و نوع رفتارها یا مهارتهایی است که قرار است آنها بیاموزند . در ضمن دادن هدفهای آموزشی به یادگیرندگان ، در آنها نسبت به نتایج یادگیری انتظارات مثبتی ایجاد کنند . و از طرفی از یادگیرندگان بخواهند تا آنان نیز برای خود هدفهای یادگیری برگزینند که خود موجب بالا رفتن سطح انگیزش آنها می شود و باید دقیق و قابل 
دست یابی باشند و باور کنند که رسیدن به هدفها برایشان مهم است .

2ـ در شرایط مقتضی از تشویق های کلامی استفاده کنید .

در بسیاری مواقع ،‌تقویت ملموس به اندازه تشویق های کلامی معلم موثر نیست . اظهاراتی چون خوب ، عالی ، آفرین پس از عملکرد درست دانش آموز از تدابیر موثر انگیزشی است . موثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموزان وابسته باشد و تشویق باید متناسب باشد تشویق بیش از حد اثرش را از دست می دهد و از خاصیت تقویت کنندگی آن می کاهد .

علاوه بر اظهارات شفاهی ، تشویق های کتبی در ورقه ی امتحانی و دفترچه ی تکلیف دانش آموزان بر یادگیری آنان اثر مثبت دارد .

3ـ از آزمونها و نمرات به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده کنید .

نکته ای که در رابطه با آزمونها و امتحانات مختلف در نظر بگیرید این است که از آنها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخورد به دانش آموزان در رابطه با نحوه ی عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کنید نه جهت ارعاب و تنبیه آنان .

4 ـ از خاصیت بر انگیزانندگی موضوعهای مختلف استفاده کنید ، و آموزش خود را با تجارب و موارد جالب همراه سازید .

محرکهای تازه ، تعجب برانگیز ، و پر معنی سطح برانگیختگی را افزایش می دهند و سبب تحریک کنجکاوی یادگیرنده می شوند . استفاده از تجربه ای شخصی لطیفه گویی و قصه های کوتاه .

 

5 ـ مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید .

ارائه مطالب درسی به صورت متوالی ، از ساده به دشوار موجب می شود یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت بدست آورند این موفقیت انگیزش یادگیرنده را برای یادگیری های بیشتر افزایش می دهد و بر آمادگی مهم انگیزشی به شمار می آید .

6 ـ از ایجاد رقابت و هم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید .

معلم باید از ایجاد رقابت بین دانش آموزان که به کسب موفقیت در معدودی از آنها و شکست اکثریت آنها می انجامد جلوگیری به عمل آورد .

مثلاً پس از گفتن نام دانش آموزی معین به طرح سوال بپردازد نه اینکه ابتدا سوال را طرح کند و بعد از کلاس بخواهد تا هر که می تواند به طور داوطلبانه به سوال او جواب دهد . اما اگر معلم ابتدا سوالی را طرح کند و بعد بخواهد هر که می تواند جواب دهد تعداد کمی از دانش آموزان مستعد و قوی کلاس به سوال های معلم پاسخ خواهند داد و تنها آنها مورد تأیید و تشویق قرار خواهند گرفت .

7ـ هنگام آموزش مطالب تازه از مثال های آشنا و هنگام کاربرد مطالب آموخته شده از موقعیت های تازه استفاده کنید .

این اقدام به جریان یادگیری سرعت می بخشد و سطح علاقه منید دانش آموزان را افزایش می دهد . هنگام کاربرد از موقعیت های تازه استفاده کنید تا از یکنواختی مطلب و حالت کسل کنندگی آن می کاهد و به علاقه یادگیرنده در استفاده از آنچه آموخته است می افزاید .

8ـ علاوه بر توضیح و تشریح مطالب به طور کلامی ، تا آنجا که ممکن است از روشهای دیگر آموزش نیز استفاده کنید و دانش آموزان را به مشارکت در یادگیری تشویق نمایید.

بحث گروهی ، بازیهای آموزشی ، گزارش انفرادی و گروهی به وسیله ی دانش آموزان گزارش مطالب دروسی مانند تاریخ به صورت نمایش زنده ، و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد به مقدار زیاد انگیزه آنها را بالا می برد . کسل کننده ترین روش آموزش آن است که معلم تمام وفت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهار نظری را به یادگیرندگان ندهد .

9 ـ پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید .

عواملی که در جریان یادگیری باعث دلسردی دانش آموزان و دانشجویان بشود 
می توان موارد زیر را نام برد :

* گرفتن نمره ی کم در امتحانی که معلم محتوای آن را قبلاً آموزش نداده است .

* اجبار در انجام تکالیفی که سطح دشواری آنها فراتر از توانایی یادگیرندگان است .

* بی توجهی معلم به کوشش های یادگیرندگان

* مجبور ساختن یادگیرندگان به رقابت با کسانی که از آنان توانایی بیشتری دارند .

* مجبور ساختن یادگیرندگان به ساکت و آرام نشستن در کلاس و گوش دادن به سخنرانی های  خسته کننده ی معلم

* مجبور ساختن یادگیرندگان به انجام کارهای تحقیر آمیز و دور از حیثیت آنان

10ـ به دانش آموزان مسائل و تکالیفی بدهید که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوار باشند.

سطح مسائل و تکالیف درسی باید مطابق با سطح توانایی یادگیرنده باشد ، به گونه ای که با کوشش که به کار می گیرد از عهده ی انجام آنها برآید . یادگیرندگان زمانی از بیشترین میزان انگیزش برای یادگیری برخوردارند که سطح چالش انگیزی تکالیف یادگیری متوسط است .

11 ـ تا آنجا که ممکن است مطالب درسی را به صورت معنی دار و درارتباط با موقعیت های واقعی زندگی ارائه دهید ، و در حد امکان در انجام فعالیت های آموزشی به یادگیرندگان آزادی عمل بدهید .

روانشناسان انسان گرا معتقدند که انگیزه ی واقعی انسانها در یادگیری انگیزه درونی و خودجوش آنهاست . طبق این نظریه افراد بشر در حد کشف اطلاعات و درک معانی امور هستند و این موجب یادگیری آنها می شود . لذا هر قدر مطالب معنی دارتر و منطبق تر جلوه کنند کنجکاوی فرد را بیشتر تحریک می نمایند. یکی از شرایط مهم آموزش آفرینندگی ایجاد فضای آزاد یادگیری و تشویق یادگیرندگان به اظهار عقاید و اندیشه ای خود و همچنین تشویق آنها به استفاده از روشهای اکتشافی و ابداعی یادگیری است .

12 ـ از مشوق های درونی و بیرونی استفاده کنید .

بسیاری از دانش آموزان با اشتیاق درسهای مکانیکی اتومبیل یا عکاسی را انتخاب 
می کنند و برای یادگیری آنها سخت می کوشند . برای این دانش آموزان خود فعالیت یادگیری جنبه ی تشویقی دارد و نیازی به مشوق بیرونی نیست .

متاسفانه بعضی موضوع های درسی آموزشگاهی چندان مورد علاقه ی دانش آموزان نیستند و یادگیری آنها به خودی خود موجب تشویق و تقویت آنان نمی شود در این گونه تشویق های کلامی و غیر کلامی و .... و تا آنجا که ممکن است آنان را نسبت به فعالیت یادگیری علاقه مند سازید .

* با دادن فرصت های فراوان ( در محدوده برنامه درسی ) برای تصمیم گیری 
درباره ی آنچه دانش آموزان یاد خواهند گرفت و چگونگی یادگیری آنها خود مختاری را در آنان تشویق کنید .

* تکالیف یادگیری را متناسب با توانایی هر یک از دانش آموزان برگزینید .

* تا آنجا که می توانید از پروژه های همراه با فعالیت استفاده کنید و به دانش آموزان درباره پیشرفتشان باز خورد بدهید .

* از فعالیت های واقعی و اصیل استفاده کنید ، یعنی فعالیتهایی که با زندگی واقعی مرتبطند .

* در صورت امکان ‌،فعالیتها را با نیازهای دانش آموزان جور کنید .

* به یادگیری جنبه ی شخصی بدهید و سعی کنید دانش آموزان به صورت هیجانی یا عاطفی درگیر فعالیت یادگیری بشوند .

* از دادن تکالیف یادگیری خسته کننده و آزارنده اجتناب کنید .

 

منابع

1 ـ روانشاسی پرورشی ( روانشناسی یادگیری و آموزش دکتر علی اکبر سیف

2 ـ روان شناسی برای آموزش                دکتر منیجه شهین ییلاقی

3 ـ کاربرد روانشناسی در آموزش             ترجمه دکتر پروین کدیور

٤ ـ اینترنت

6 ـ روان شناسی تربیتی دکتر پارسا

نظرات  (۱)

چقدر رنج کشیدیم از بی توجهی معلمامون به تلاشای ما

معلمای زمان ما دهه شصتیا خیلی ظلم کردن بهمون خیلی (نه همشون البته !)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی